صدای بال فرشتگان
وقتی رو به بالا روی آب دراز می کشم، پر از آرامش میشم، دنیا ساکت میشه.....الان دقیقا میخوام که اینجا یه استخر پر از آب باشه تا بپرم توش و رو سطح آب شناور شم، بعد دنیا ســـــــــــــــاکتـــــــ شه... ســــــــاکـــــــت...........
نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت
1:1 قبل از ظهر توسط آذین | |
میخواستم پایبند دموکراسی باشم..اما فهمیدم خیلیا فقط استبداد رو درک می کنن...
پ.ن: از این به بعد نظرات آزاد نیستن...
نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1391ساعت
0:59 قبل از ظهر توسط آذین | |
شب و سیاوش...چه ترکیب قشنگی........
نوشته شده در شنبه دوم اردیبهشت 1391ساعت
11:30 بعد از ظهر توسط آذین | |
این روزا پر از احساسات خوبم که دلم نمی خواد هیچی به همش بریزه...شاید همه چی بر وفق مراد نباشه اما من سرخوشم.....
نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت
3:3 بعد از ظهر توسط آذین | |
تو دوری از برم دل در برم نیست...
گاهی یه مصرع شعر بهتر از هر چیزی حالمو بیان می کنه...
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم اسفند 1390ساعت
9:44 بعد از ظهر توسط آذین | |
آن روزهای معصوم تولد
آغاز ما نبود
تنها، شروع تنهایی بود...
پ.ن: همین!
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390ساعت
11:52 بعد از ظهر توسط آذین | |
هر دوی ما دروغ گو های بدی هستیم...تو دروغ میگی که بت خوش نمیگذره، منم دروغکی باور میکنم...
دروغ میگم که بی تو خوشم...دروغ میگی که باورت شده...
نوشته شده در جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت
7:5 بعد از ظهر توسط آذین | |
آهای روزگار...عجله دارم...کمی تندتر حرکت کن...
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت
4:44 بعد از ظهر توسط آذین | |
فک کنم دارم دوره ی پرورش اعصاب میگذرونم...
تا حالا که جند جای اعصابم شکسته...چند جای دیگه اشم بخیه خورده...امیدوارم بقیه اش به خیر بگذره...
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390ساعت
4:18 بعد از ظهر توسط آذین | |
بعضی وقتا دلم میخواد یکی دست بذاره رو شونمو بم بگه :"راضیم ازت"...
چقدر گاهی تائید شدن میچسبه...مثه یه لیوان چای داغ تو یه شب سرد سرد...
نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1390ساعت
10:34 بعد از ظهر توسط آذین | |
| Design By : Night Melody |


